کسری

جوک

خداحافظی به سبک ایرانی 1-بعد مهمانی از روی مبل بلند میشن میگن خوب زحمت دادیم خداحافظ 2-دو قدم جلو تر خداحافظ 3-جلو در خداحافظ دیگه ما رفتیم :-| 4-داخل حیاط با صدای بلند منزل ما هم تشریف بیارین ،خداحافظــــــــــــــــــــــــــــــــــ 5-جلو در حیاط (ساعت 1 نصف شب) بریم دیر وقته الان همسایه ها بیدار میشن خداحافظ خداحافظ :-| 6-جلو در ماشین خداحافظ 7-داخل ماشین خداحافظ 8-ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ :| شما یادتون نمیاد ، دبستان که بودیم وقتی معلممون میگفت “یه خودکار بدید به من” ؛ زیر دست و پا همدیگه رو له و لورده میکردیم تا زودتر برسیم و معلم خودکار ما رو بگیره … فقط من این جوریم یا شما هم اینجوری هستید تا سرمو میزارم رو بالش شبا که بخوابم خارش شروع میشه و بسته به درصد خستگی مقدار خارش هم متغیره مقایسه گوشی های لمسی و با گوشیهای ساده پولی ک میخای بدی یه گوشی تاچ مدل بالا بخری میتونی بدی ده پونزده تا گوشی ساده بخری وقتی اعصابت خورده گوشی ساده خودتو میکوبی ب دیوار بعدشم جمعش میکنی میبندیش سرهم ولی اگه گوشی تاچت افتاد زمین چن تا سکته ناقص همزمان میکنی گوشی ک ساده باشه یه هفته شارژ نگه میداره ولی گوشی های تاچ هر روز باید شارژ بشه گوشی ک ساده باشه فقط برا زنگ و اس ام اس استفاده میشه اما گوشی تاچ ک داشته باشی فقط گرفتار آهنگ گوش دادن و بازی کردن و.. هستی و یا میری تو اینترنت و نیم باز و ...از کار و زندگی میفتی خلاصه از هر نظر گوشی ساده خصوصا نوکیا۱۱۰۰ بهتره
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت   توسط کسری  | 

ترول

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت   توسط کسری  | 

ترول

عکس مسخره کردن محصولات آشغال چینی,محصولات چینی,دیوار بزرگ چین,بزرگ ترین بنای خشتی گلی جهان و ایران,عکس ترول خنده دار خارجی,ترول ترجمه شده ,made in china,english troll,کیفیت محصولات چینی,مکانی که از ماه قابل رؤیت است,عجایب هفتگانه جهان,دیوار بزرگ چین,کاریکاتور خنده دار

عکس طنز و باحال,عکس خنده دار و واقعی,عکس از واقعیت های تلخ زندگی من,نمره نمره دادن دروس دبستان و ابتدایی راهنمایی دبیرستان دانشگاه,پاس شدن دروس,خوشحالی و ری اکشن در برابر نمرات,کاریکاتور طنز و خنده دار سیستم آموزشی کشور ایران,سیستم معلم و دانش آموز محور

عکس طنز,عکس جدید,عکس خنده دار,عکس های خنده دار,عکس ترول,عکس باحال,عکس های خفن,عکس خفن,عکس جالب,ترول ایرانی,ترول خارجی,ترولینگ,ترول فیس,ترول پیست,ترولی,ترول ترجمه,ترول خنده دار,ترول طنز,ترول خفن,ترول باحال,عکس توپ,ترول توپ

ترول,عکس ترول,ترولینگ,ترول فیس,ترول خنده دار,ترول جدید,ترول جالب,ترول باحال,ترول خفن,ترول ایرانی,ترول فارسی

ترول,عکس ترول,ترول باحال,ترول جالب,ترول جدید,ترول ایرانی,ترول فارسی,ترول خنده دار,ترول طنز

رفاقت,دوست یابی,ایکس باکس,پلی استیشن 3,قرض الحسنه,ماشین,ترول,خنده دار,داستان واقعی,آموزنده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت   توسط کسری  | 

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll253.jpg

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll248.jpg

منبع:http://hashtgerd.bloghaa.com/

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت   توسط کسری  | 

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll172.jpg






http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll133.jpg






http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll129.jpg




















http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll131.jpg


http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll122.jpg



http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll235.jpg

منبع:http://hashtgerd.bloghaa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll166.jpghttp://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll164.jpg

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll156.jpg

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll135.jpg

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll132.jpg









































+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

بچگی هم چه دوران با حالی بود !

کاربرد لوازم التحریر










khandehbazar.blogfa.com




+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

ترول

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll215.jpg

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll203.jpeg

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll202.jpg


The image “http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll195.jpg” cannot be displayed because it contains errors.

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll183.jpg

http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll180.jpg





http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll210.jpg

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت   توسط کسری  | 

...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت   توسط کسری  | 

خنده بازار کریس انجل!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت   توسط کسری  | 

اگر کریستف کلمب ازدواج کرده بود(طنز)


اگر کریستف کلمب ازدواج کرده بود ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای باید وقتش را به جواب دادن به همسرش در مورد سوالات زیر می گذراند:


- کجا داری میری؟


- با کی داری می ری؟

 

- واسه چی می ری؟

 

- چطوری می ری؟

 

- کشف؟

 

- برای کشف چی می ری؟

 

- چرا فقط تو می ری؟

 

.

 

.

 

- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!

 

- می تونم منم باهات بیام؟!

 

-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟

 

- بده لیستو ببینم!

 

- حالا کِی برمی گردی؟

 

- واسم چی میاری؟

 

.

 

.

 

- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی? اینطور نیست؟!

 

- جواب منو بده؟

 

- منظورت از این نقشه چیه؟

 

- نکنه می خوای با کسی در بری؟

 

- چطور ازت خبر داشته باشم؟

 

- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟

 

- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!

 

.

 

.

 

- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟

 

- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟

 

- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!

 

- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!

 

-  من هنوز نمی فهمم? مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!

 

-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟

 

.

 

.

 

- اصلا من می خوام باهات بیام!

 

- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!

 

- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!

 

- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!

 

- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!

 

.

 

.

  - راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

فرهنگ لغات غضنفر


البته قابل توجهه كه اگه بخواید اینارو كامل بفهمید بهتره یه 5-6 ترم انگلیسی برید.اون كلماتیو كه به انگلیسی احتیاج دارن قرمز نوشته م


کاج : نمایندگی انتشارات گاج درعربستان


هشتگرد : ۵


وایمکس : درنگ چرا؟


شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد


البرز: عربها به « پرز » گویند


هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود


غیرتی: هر نوع نوشیدنی به جز چای


قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود


پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد(پن+هانی)


مختلف : مرگ مغزی


کره حیوانی : بیچاره ناشنواست


توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن


کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟


یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ها


اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن(اسلو+واكی)


نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت


تهرانی: تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه(ته+رانی)


زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد


کاشمری : در آرزوی ازدواج … …


ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد


خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است(با لهجه‌ی لرستانی)


خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر


مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند


خلوص : خروس خونه ی علی دایی اینا


گشتاور: یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانی‌های شبانه 

پلیس را خبر می کنند.


کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری: کریم اونجارو نگا


ﮐﻮﺭ.ﺗﺎﮊ: پوﺩﺭ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﻳﻲ تاژ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎﻳﺎﻥ


ﻧﻠﺴﻮﻥ ﻣﺎﻧﺪﻻ: ﻧﻠﺴﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ


ﺷﻬﺎﺏ ﺣﺴﻴﻨﻲ: ﺷﻬﺎﺑﻲ ﻛﻪ ﺷﺒﻬﺎﻱ ﻣﺤﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ


ﻫﻮﺍﮐﺶ: ﻓﺤﺶ ﻧﺎ ﻣ.ﻮﺳﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ (هوا)


ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ: (ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ)ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ 

ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ


Saturday : ﺭﻭﺯ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﺎﻃﻮﺭ


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

سیستم عامل جدید ایرانیان(طنز)

در این سیستم عامل نام «windows » به «شبابیک » تغییر نام داده می‌شود
 (توضیح اینکه شبابیک به معنی پنجره‌ها است)
 
با نصب نرم‌افزارهای جدید کلیه رایانه‌ها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت ۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown می‌شوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمان‌های اطراف منجر خواهد شد.
 
نصب پیامبر ( yahoo messenger سابق) روی رایانه‌ها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.
 
پیامبر شما بجای گزینه send to all از گزینه send to all muslims برخوردار باشد.
 
اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود.
 
اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.
 
استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که انسان گوشت برادر خود را بخورد. درصورت استفاده از این گونه شكلك ها سیستم عامل به صورت خودكار آدرس خانه را به وزارت ارشاد ایمیل كرده و تا2 ساعت بعد سربازان گمنام امام زمان از در و دیوار خانه شما میریزند تو.
 
بجای گفتن hi باید از عبارتsoavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakatoh است.
 
در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از «اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.
 
در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری رابطه با آمریکا مجاز نمی‌باشد.
 
برای ارتباط‌ات بین شبکه‌ای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و بهیچ وجه نباید از ارتباطات بی‌سیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره می‌شوید.
 
کلیه کافی‌نت‌ها موظف به تغییر نام خود به «قهوه شبکه» هستند. استفاده کنندگان از اینترنت  سایت‌ها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط (بی‌ربط) مجوز داشته باشند.


در هنگام مشاهده سایت‌، ابتدا باید یک ‌flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور روزهای جبهه و جنگ باشد.
 
فونت لینک‌ها حتماً باید کوفی باشد.
 
بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای مذهبی مثل «زینب» و «علیرضا» و«کبری» استفاده شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

توالت جادویی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

سلاح پیشرفته ی جدید ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

ضایع شدن مسی در برابر رونالدو!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

بابا اتی قبل خواب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

بابا اتی مُرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

1-شیطونه قرص ایکس میخوره مردم رو به راه راست هدایت میکنه

2-خسیسه خواب میبینه ۱۰۰ تومن به یکی کمک کرده٫بیدار که میشه میگه عجب کابوسی بود!!

3-به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.

خب نظر شماچیست؟؟؟؟

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیرآب وان را بر می‌دارد… شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟”

4-در شهری در  آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر  بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره  خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه  شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او  گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ  شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. 


روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند،  آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش  راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در  بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را  به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر  خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فكركنید. 

































.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید... 










































چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و  غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند !!!! 

5-ماه ها قبل یک سازمان شروع به گزینش فرد مناسبی برای انجام کارهای مخفیانه کرد. این کار بسیار محرمانه و در عین حال مشکل بود؛ به طوریکه تستهای بیشماری از افراد گرفته شد و سوابق تمام افراد حتی قبل از آنکه تصمیم به شرکت کردن در دوره ها بگیرند، چک شد…

پس از بررسی موقعیت خانوادگی و آموزش ها و تستهای لازم، دو مرد و یک زن ازمیان تمام شرکت کنندگان مناسب این کار تشخیص داده شدند. در روز تست نهایی تنها یک نفر از میان آنها برای این پست انتخاب می گردید. در روز مقرر، مامور سیا یکی از شرکت کنندگان را به دری بزرگ نزدیک کرد و در حالیکه اسلحه ای را به او می داد گفت :

“- ما باید بدانیم که تو همه دستورات ما را تحت هرگونه شرایطی اطاعت می کنی، وارد این اتاق شو و همسرت را که بر روی صندلی نشسته است بکش!”
مرد نگاهی وحشت زده به او کرد و گفت :
” – حتما شوخی می کنید، من هرگز نمی توانم به همسرم شلیک کنم.”
مامور سیا  نگاهی کرد و گفت : ” مسلما شما فرد مناسبی برای این کار نیستید.”
.
بنا براین آنها مرد دوم را مقابل همان در بردند و در حالیکه اسحه ای را به او می دادند گفتند:
“- ما باید بدانیم که تو همه دستورات ما را تحت هر شرایطی اطاعت می کنی. همسرت درون اتاق نشسته است این اسلحه را بگیر و او بکش “
مرد دوم کمی بهت زده به آنها نگاه کرد  اما اسلحه را گرفت و داخل اتاق شد. برای مدتی همه جا سکوت برقرار شد و پس از ۵ دقیقه او با چشمانی اشک آلود از اتاق خارج شد و گفت:
” – من سعی کردم به او شلیک کنم، اما نتوانستم ماشه را بکشم و به همسرم شلیک کنم. حدس می زنم که من فرد مناسبی برای این کار نباشم،”
کارمند سیا پاسخ داد:
“- نه! همسرت را بردار و به خانه برو.”

حالا تنها خانم شرکت کننده باقی مانده بود. آنها او را به سمت همان در و همان اتاق بردند و همان اسلحه را به او دادند:

” – ما باید مطمئن باشیم که تو تمام دستورات ما را تحت هر شرایطی اطاعت می کنی. این تست نهایی است. داخل اتاق همسرت بر روی صندلی نشسته است .. این اسلحه را بگیر و او را بکش.”
او اسلحه را گرفت و وارد اتاق شد. حتی قبل از آنکه در اتاق بسته شود آنها صدای شلیک ۱۲ گلوله را یکی پس از دیگری شنیدند. بعد از آن سر و صدای وحشتناکی در اتاق راه افتاد، آنها صدای جیغ، کوبیده شدن به در و دیوار و … را شنیدند. این سرو صداها برای چند دقیقه ای ادامه داشت. سپس همه جا ساکت شد و در اتاق خیلی آهسته باز شد و خانم مورد نظر را که کنار در ایستاده بود دیدند. او گفت:”- شما باید می گفتید که گلوله ها مشقی است.
من مجبور شدم آنقدر با صندلی بزنمش تا بمیرد !!!!!!!!

منبع:http://matlab-tafrihi.mihanblog.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391ساعت   توسط کسری  | 

توهم


این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه: 
دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!
این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد. 
وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می‌ارم! 
راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود. 
با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش. 
این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!! 
خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صدا راه افتاد. 
هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه! 
تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره. 
تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم. 
تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده. 
نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند. 
از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم. 
دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم. 
وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو، 
یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل می‎دادیم سوار ماشین ما شده بود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت   توسط کسری  | 

چرا نباید به رستوران ۵ ستاره برویم

س: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟”
ج: لطفا یک چای”
س: “چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟”
ج: “سیلان لطفا”
س: “چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟”
ج: “با شیر لطفا”
س: “شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟”
ج: “شیر لطفا”
س: “شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟”
ج: “لطفا شیر گاو.”
س: “شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟”
ج: “فکر کنم چای بدون شیر بخورم.”
س: “با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟”
ج: با شکر.”
س: “شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟”
ج: “با شکر نیشکر لطفا”
س: “شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟”
ج: “لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید”
س: “آب معدنی یا آب بدون گاز؟”
ج: “آب معدنی”
س:” طعم دار یا بدون طعم؟”
ج:” ترجیح میدم از تشنگی بمیرم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت   توسط کسری  | 

جلوی پیر زن بوق نزن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

عکس های فتو شاپی قهوه تلخ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

اخر خنده (چه کرد)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

بخشی از وصیت نامه تکان دهنده مرحوم بروسلی به همسرش! 李小龍 遗嘱 曾头市晁盖中了毒箭,神医安道全也回天无力,终于命丧黄泉。弥留之际,原本“已自言语不得”的晁盖忽然醒了过来,“转头看着宋江”,谆谆嘱咐道:“贤弟保重。若哪个捉得射死我的,便教他做梁山泊主!”这便是晁盖的“临终嘱咐”,也是晁盖的惟一遗言。 晁盖这遗言好没道理。 晁盖这“梁山泊主”是怎么当上的?不是世袭的,不是选举的,也不是指定的,而是林冲火并了王伦,众人拥戴的。说白了,他这“第一把交椅”,是林冲从王伦手里夺了来推让给他的。他现在坐不了啦,理应还给林冲
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

برخی اصطلاحات عامیانه

سطل آشغال :

وسیله‌ ای ا‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها !

مدرک تحصیلی :

کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع ، قیمتش فرق می‌کند !

اوراقچی :

تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند !

حراج :

اصطلاحی‌ است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده
و با ماژیک قرمزروی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند …!

رئیس :

فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید
و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است …!

بزرگراه :

نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین فحش‌های 2012 !

شب امتحان :

شب التماس به درگاه خداوند !
شب توبه !
البته مجموعه برگه های کمک آموزشی (تقلب) هم بد نیست!

تحقیق :

Copy & Pasteکردن مقالات اینترنتی !
بیرون هم که پروژه میفروشن … ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن هلو !


گارانتی :

یک اسم صرفا زیبا و خوش تلفظ که تنها کابرد آن در هنگام خرید است !
وقتی هم میبری میگن : تعویض که نداریم روی اون جای انگشت دست خورده هست !
بعد از ۳۸۹۲۶۴۹۸۲۶۴۳۲ بار التماس میگن اوکی تعمیرش میکنیم !
این قطعه رو ۸۹۳۶۲۴۹۳۸۲۶۴۹۳۲۸۶۴ روز دیگه میتونید تحویل بگیرید !

بیمه‌ عمر :

قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته
تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود !

سریال : فیلمی‌ است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین

شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد …!

مترو : 

سونای بخار عمومی و متحرک با بوی زیبای عرق نعناع  عرق گلاب !
عرق جوراب ، عرق گربه مرده ، عرق ماهی سفید ، عرق بوی دهن وزغ و …!!!
سر بر میگردونی میبینی یکی هم شبیه گودزیلا تو دهنت وایساده
و بر و بر داره نگات میکنه !!! بوی وزغ همچنان ادامه دارد …

عذرخواهی : 

از مد افتاده است و بجای استفاده از کلمات معذرت میخوام ، ببخشید ، متاسفم
از کلمه های :حالا بی خیال شو ، خیلی خب بابا ،
ای بابا خب بابا ، خودتو لوس نکن ! و … استفاده می‌شود!

خودپرداز : 

دستگاهی‌ است که همیشه‌ خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد
و اگر صفی در کار نباشد 45/97 درصد اوقات خراب است !
اونجاهایی هم که ظاهرا سالمه و خلوت میری کارتت رو میذاری
یهو میبینی کارتت رو قورت داد !

شناسنامه یا کارت ملی : 

دفترچه و کارتی که هرکدام از آنها بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتشان لازم هستند !
اگر کارت ملی بدی شناسنامه میخوان
شناسنامه بدی کارت ملی میخوان
جدیدا هر دو رو با هم بدی گواهینامه میخوان
گواهینامه بدی میگن پس کارت ملی کو؟
کارت ملی و گواهینامه باهم بدی میگن شناسنامه کو؟
هر سه تا رو باهم بدی میگن کارت پایان خدمت کو … !!!

منبع:http://ogyanos-adab.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

مقایسه دختر و پسر در طرز استفاده از عابر بانک

پسرها:

۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن.

دخترها:

۱- با ماشین میرن دم بانک.

۲- به خودشون عطر میزنن.

۳- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

۴- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

۵- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

۶- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

۷- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

۸- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

۹- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

۱۰- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

۱۱- کارت رو وارد دستگاه میکنن.

۱۲- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

۱۳- کد رمز رو وارد میکنن.

۱۴- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

۱۵- کنسل میکنن.

۱۶- دوباره کد رمز رو میزنن.

۱۷- کنسل میکنن.

۱۸- مبلغ درخواستی رو میزنن.

۱۹- دستگاه ارور (خطا) میده.

۲۰- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده.

۲۲- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

۲۳- پول رو میگیرن.

۲۴- برمیگردن به ماشین.

۲۵- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

۲۶- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

۲۷- استارت میزنن.

۲۸- پنجاه متر میرن جلو.

۲۹- ماشین رو نگه میدارن.

۳۰- دوباره برمیگردن جلوی بانک.

۳۱- از ماشین پیاده میشن.

۳۲- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذاره برای آدم)

۳۳- سوار ماشین میشن.

۳۴- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

۳۵- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

۳۶- میندازن توی خیابون اشتباه.

۳۷- برمیگردن.

۳۸- میندازن توی خیابون درست.

۳۹- پنج کیلومتر میرن جلو.

۴۰- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

امان از دست ایرانی‌ها / آخر خنده !!

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. 

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است. 

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. 

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط ، لطفا !!!

منبع:http://crazyboy2000.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  | 

كامپیوتر مذكره یا مونث؟

کامپیوتر دختره یا پسر؟؟؟
مدتها این بحث داغ بوده که کامپیوتر دختره یا پسر؟ خلاصه رای گیری میکنن و یه نتایجی به این شکل به دست میاد .محکوم نکنید بابا آماره دیگه:))

دخترها گفتند کامپیوتر مذکره ! به این دلایل:
۱- وقتی بهش عادت میکنیم؛ فکر میکنیم بدون اون نمیتونیم کاری بکنیم .
۲-با اونکه اطلاعات زیادی دارند ؛نادونن!بدون برنامه آماده هیچ کاری نمیکنن!
۳-قراره مشکلات رو حل کنن ؛اما اغلب مشکل خودشونن!
۴-همین که بهشون عادت میکنیم ؛ کاراییشونو از دست میدن !
۵- نگاه کردن به history شون معمولا باعث میشه شاخ دربیاریم !

پسرها گفتند کامپیوتر مونثه! به این دلایل:
۱-به غیر از خالقشون کسی از منطق درونیشون سر در نمیاره!
۲- فهمیدن زبونشون مستلزم سالها رنج بردن و تلاش کردنه!
۳-وقتی با هزار زحمت زبونشونو یاد میگیریم تازه میفهمیم یه زبون جدید اومده!
۴-همین که پایبندش بشیم باید همه پولمونو خرج خرید لوازم جانبیش کنیم!!!
۵-دائم باید update شون کنیم وگرنه کاراییشونو از دست میدن!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت   توسط کسری  |